أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
107
تجارب الأمم ( فارسى )
به احمد بن على [ صعلوك ] نيز نوشتند كه از رى به قم باز گردد و او پذيرفت . سپس كشاكشى ميان او با محمد بن سليمان رخ داد و به ناسازگارى پرداخت . كارگزاران خراج و روستاها را از قم بيرون كرد و خود را براى رفتن به « رى » آماده مىكرد . پس به نحرير كوچك كه عهدهدار همدان بود نوشتند كه به « رى » رود و با وصيف بكتمرى و محمد بن سليمان در دور كردن احمد بن على [ صعلوك ] همكارى كند . چون احمد بن على به دروازهء رى رسيد جلو او را گرفتند ، ليكن وصيف و نحرير به همدان گريخته ، محمد سليمان كشته شد و « رى » به دست احمد بن على [ صعلوك سامانى ] افتاد . پس به درست كردن پيوند خود با سلطان پرداخت و نصر پردهدار به كمك او درآمده ، كارگزارى رى ، دنباوند [ دماوند ] ، قزوين ، زنجان و ابهر را ساليانه به يكصد و شصت و شش هزار دينار پرداختى در پايتخت ، براى او پيمان بسته ، آن استان را در اختيار او نهادند و كار روستاهاى آن استان را به عهدهء محمد بن خلف نيرمانى گذاردند . پس قم را از دست احمد بن على در آورده به ديگرى واگذار كردند . به داستان ابن فرات به سال 304 باز گرديم : * چون ابو الحسن بن فرات دانست كه نصر پردهدار و [ ابو القاسم ] بن حوارى و شفيع لؤلؤى دشمن اويند و همكارى با [ يوسف بن ديو داد ] ابن ابو ساج و بر انگيختن به سركشى را از او مىدانند ، با ايشان ناسازگارى آغاز كرده ، جلو نيازهايشان را بگرفت ، دست نصر و شفيع را از بسيارى كارها كوتاه كرد . ابو على بن مقله كه از سوى ابن فرات به دبيرى نصر پردهدار گمارده شده بود . چون از ابن فرات به سبب كار گماردن سعيد بن ابراهيم شوشترى [ 1 ] بيمناك شد ، به نصر
--> [ = ] بود تا به سال 296 على بن محمد بن فرات به وزيرى مقتدر بالله رسيد و او را به قزوين و زنجان فرستاده ، كارگزارى روستا و ماليات ده يك آنجا را به دو واگذاشت . داستان محمد بن سليمان با احمد بن طولون در « الفرج بعد الشدة » 1 : 180 نيز ديده شود . [ ( 1 - ) ] M . متن : ابراهيم التسترى .